تبليغاتX
خاطرات پت و مت خاطرات پت و مت

درباره ی ما


مت : متولد 15/02/1367 اهواز(ساکن اصفهان ) .

پت : متولد 29/04/1367 اصفهان
از تاریخ 09/08/1386 در دانشگاه با هم آشنا شدیم
ما زیاد فل میندازیم.چرت و پرت زیاد میگیم قصدمون هم همینه
و به بقیه هم هیچ ربطی نداره که چی می گیم
( البته ببخشید ما میخواهیم مزاح کنیم) D :

پیوند روزانه


زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


خاطرات پت و مت

پت هستم یک مسافر :دی
موضوع:

سلام  دوستان (کدوم دوستان ! سال تا سال کسی به این جا سر نمی زنه ! والـا !)

بد از یه غیبت صغری دوباره بر گشتم اون هم به خاطره  این مت که  دهن منو سرویس کرد از بس گفت

چرا آپ نمی کنی ! آخه یکی نیست به این بچه بگه اگه ماتحتمون اجازه می داد کل تابستون رو تو خونه

نمی پُکیدیم ! چه برسه به آپ کردن و آب کردن ! رسما روح و روانمون تو خونه کرم افتاد ، بابا جون آخه

این چه وضعیتی داریم ما  حداقل این مت عصر ها می زنه به دل پارک و قاطی بچه ها دوچرخه سواری

می کنه ! هر موقعه هم که بهش زنگ می زنم زده پدر یکی رو در اورده یا از روش رد شده یا زده به پاش یا به یه نحوه ی بابا یه نفر رو جلو چشمش اورده جدیدن هم با همشاگردی نوح آشنا شده ! این هم از دوست شدنش با پیر مرد می پره !ما چی که دیگه خانوم شدیم این کارا ( دوچرخه )

ازمون بر نمی یاد ، بر هم بیاد مثل سگ پاچمون رو ک.ش.ت.. ار.شا.د  می گیره ! بیا همین جا هم بین

اسم نحسش باید نقطه بذاری تا هاپ هاپ نکنه !

چند وقت پیش با مت از راه دانشگاه زدیم بیرون . اول رفتیم کافی شاپ این مت  که آبرو برام نذاشت. 

آنچه گذشت :

سکانس ۱ : داخل کافی شاپ ، زمان ورود :

مت : بریم بالا بشینیم

من : ( با یک نگاه به سمت بالا ) جا نیست همه میز ها پره ، بشین همین جا

مت : نمــــــــــــــــــــــــــــی خــــــــــــــــــــــــــــــــــــوام  ، من اینجا رو دوست ندارم

من : جا نیست می خوای بری رو سرشون بشینی  !! بشین حالا همین جا

سکانس ۲ : انتخاب از منو

مت :

من :

و در اینجا بود که تصمیم گرفتیم گلاسه نخوریم مثل همیشه ..

من : بستنی ایتالیایی

همچنان مت در گٍل گیر کرده بود که یارو کافی چی اومد ! مت که انگار جناب ملک الموت رو دیده به تکاپو

افتاد. حالا که چی!؟ هیچی خانوم باز فیلش یاد هندستان کرده بود و می خواست بره بالا .حالاسر طبقه

بالا یا پایین نشستن اول با من بعد هم با یارو کافی چی ِ بحث می کرد ! حالا هر چی ما به قول

مت چُس کلاس می ذاشتیم این یه کاری می کرد بهش ! (یه کاری همان ریدمان است !)

من : خسته نباشید

کافه چی : ممنون خانوم ، چی میل دارید؟

من : بستنی ایتالیایی

کافه چی : بله خانوم ، شما چی خانوم ( به مت )

مت : نــــــــــه نــــــــــــــه اینجا نه. صبر کنید بریم بالا بعد بیارید () حالا هی با دست رو میز می کویبد

(نکبت )

حالا من هی اون وسط سرخ و سفید می شم هی فحش حواله روح مت می دادم

دسته آخر کافه چی :ببین عمو جون  اون بالا جا نیست بشینی ، هر وقت جا خالی شد صدات می زنم .

بری اونجا . باشه عمو جون ؟ حالا چی میل داری ؟

من : !!!!!!!!!!!!!!!!!! همراه با

مت :  باشه مرسی . پت تو چی می خوری . (بعد از کسب اطلاع که من چی می خورم اون هم

همون رو سفارش داد تا کوفت کنه! )

بعد که چند تا فحش بهش دادم و دعواش کردم ،داشتم جریان تولدم رو که با یکی از دوستان قدیمی م  و

دوست پسرش رفته بودیم همون کافی شاپ رو می گفتم  که کافه چی دوباره پیداش شد:خانوم ها بالا

جا خالی شده تشریف ببرید ! (ای تو اون روحــــــــــت اه بچه تازه آروم شده بود )

مثل این احمقها رفتیم بالا . این جا بود که من به ذات این مت بی شرف پی بردم  ! عجب آب و هوایی

داشت  تازه فهمیدم چرا هی این داره بال بال می زنه بره بالا

سکانس ۳ : حالی به حولی ( یا هولی !؟ )

دیگه از این به بعدش سانسور  بــــــــــــــــیـــــــــــــــــــب!

 

نتیجه اخلاقی : هیچ وقت بستنی ایتالیایی سفارش ندهید ! چون هر چی اضافه و ته مونده هست سر

هم می کنه می ذاره جلوت ( بستنی ـ سیب ـ آجیل شامل پسته، بادام هندی، گردو ـ بیسکویت " از

نوع مادرش " کیک من که خدایی نفهمیدم جریان این کیک ته ظرف چی بود  ) خلاصه ریدیم با این

سفارشمون ! بیب !

بعد هم مثل گاو یه گلاسه سفارش دادیم و نوش جان کردیم !

پ ن ۱: داستان با کمی پیاز داغ همراه بود ! ولی خیلی کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم !

پ ن ۲:مت چی کار داری به همه بگی تو دانشگاه چه طوری هستیم آخه ؟ حالا به فرض که مثل سگ

باشیم حالا که چی ؟

پ ن ۳: عفت نداریم کارتون با کبری راه می افته !!؟

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |پنجشنبه 22 مرداد1388|  

شکـــــــــــــــــــــــــــــــــایت!!!
موضوع:

 

نه نه نه نه اخه بگو من از دست این پت چکار کنم؟؟؟؟؟

دیوونه م کرده به خدا!!!

آخه خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مگه من چه گناهی کردم که شدم اسیر این

خره؟! هان؟!

 

من که بهش میگم بیا بریم باشگاه نمیاد( نه اینکه نیادا اتفاقا پایه ست ولی هی امروز و فردا

میشه  برا ثبت نام)  یه روز میگه حال ندارم - یه روز میگه دارم میمیرم( یعنی میشه  ) - یه

روز میگه قرار دارم- یه روز میگه... یه روز میگه......... حالا که دلت میخواد یه روز بشه

بمــــــــــــــــــــــــــیری من از دست تو راحت بشم.( البته خدا نکنه- دشمناش بمیرن

الهی به حق آبروی زهرا

 حالا خانوم میگه بیا بریم کنسرت سراج! ( اییییییییییییییییییییییییییییش) آخه سراج اومده

اصفهان. (ایییییییییییییییییییییییییش) .

 من پول ندارم آخه! حالا فکر کرده همه مثل خودشون مایه دارن ،پولدارن، ( تا کور شود هر

آنکه نتواند دید)

 منم که جنبه ندارم. مثلا پت رفته تو حس و سری تکون میده و..... منم یه کاری میکنم توو

حسش اونوقته که دعوامون بشه و پاچه همو بگیریم ( بی تربیت، دشمناتون سگن،

ایییییییش بی ادب ) اونوقته که به ........ خوردن میوفته که دیگه به من پیشنهاد نده.

 حالا اینا هیچ- بگذریم اینا رو....... بریم سر اصل مطلب- تو نظرات بر ا ما گفتند که :

 

امیر حسین:راستی شما ها چقدره با ادبیت ادب از که آموختین؟

 

جوابتو بدم؟ فضولی مگه؟ هان؟ ما این وبلاگ رو برا همین درست کردیم که دری وری

 بگیم . چیزی سانسور نمیکنیم. اصن به شما ها چه؟! دلمون میخواد به همدیگه فحش بدی!

هان ؟!

 مشکلی هست؟؟؟؟

 

میلاد:تو با این عفت کلامت چه مدلی تو دانشگاه اوقات میگذرونی!!!!!!

 فضول رو بردن جهنم، گفتند به تو چه!!!!

 قابل توجه میلاد، که ما توی دانشگاه خیلییییییییییییییییییی با ادبیم .

 نیازی نیست اینا رو بدونی. ولی خب مجبورم که بگم. توی دانشگاه به قدری اخمو هستیم

مخصوصا پت که اصن نمیشه نگاش کرد مثه س..................گ میمونه ( اگه پت این پست

رو بخونم پوستم کنده ست) خب منم طبق معمول همیشه ی خدا با این خره هستم در نتیجه

با ادبیم. از ما حساب میبرن کسی جرأت تیکه انداختن نداره ( جون عمه خودت). بسه

دیگه بیشتر از این نیاز نیست بدونی.

 

پی نوشت ۱: جدا از دری وری که  به پت میگم خیلی دوسش دارم واسش میمیرم

 ( ههههههههههههههههق)

 

پی نوشت۲: امیر حسین و میلاد جان ناراحت نشین بهتون چیزی میگم ( de haaaaa خب جنبه

داشته باشین دیگه)

پی نوشت۳: اینقدر به پت چیز میگم تا بهش بر بخوره بیاد آپ کنه. پرو.... یوری

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |سه شنبه 20 مرداد1388|  

قاطی..!!
موضوع:

سلاااااااااااااااامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

وای وای وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای اصن به قدری عصبی ام که حد نداره،همش تقصیر این پت بیشعوره.

بخدا حقه اشه که کلی فحش حوالش کنم ولی حیف که اینجا باید سانسور کنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ولی هر کاری میکنم نمیشه نگم. حالا شما به بزرگی خودتون ببخشید آخه تا نگم خالی نمیشم اصن از عصبانیت سرم داره منفجر میشهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com مطمئنم اگه دم دستم بوداگه دم دستم بودا  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comجسدش رو زمین مینداختم  و الان باید فاتحه ش رو میخوندینتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comبیشعور ه

یوری تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

حالا اگه یکی زنگش رو رد کنه،خانوم بدشون میاد و ناراحت میشن و .... (کثافت)

بهش اس ام اس دادم جواب نداد- تک زدم جواب نداد- منم قاطیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com حالا هی تک بزن و اون جواب نده

تـــــــــــــــــــــااااااااااااااااااااااااااااااا تماس منو ریجکت میکنه یوریتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آخه بگو توو اون روحـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت........................................................... صلوات.

(ببین ببین چه جور دهن منو باز میکنه هر چی میخوام هیچی نگو- نمیداره) حالا تماس منو ریجیکت

میکنی.... حالا برا من گوشی خاموش میکنی!! هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! تو اون

ذاتت!!!!)

( یادم رفت اینم بگم که امشب قرار بود بیاد نت و بریم چت و مردم رو سر کار بذاریم و بخندیم چکار

کنیم دیگه کرم داریم)

تا آخر ساعتت ۲ اینا خود نکبتش اس ام اس داد و گفت گوشی خاموش شده و .... (زر زیادی زد)

بهش میگم میای؟!

پت: کجا!!!؟

من:نت؟!

پت خر: خونه خودمون نیستم از ۷ تا الان خوابیدم( البته کپه مرگش رو گذاشته بود) دیگه خوابم هم

نمیاد-اصلا حواصم نبود به نت وگرنه رفته بودم خونه!!!!

ایییییییییییییییییییییییییییش مرده شور تو رو ببرن که هیچیت به آدمیزاد نرفته -میکپی مثل گاو تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاین هیکل الکی که گنده نشده از بس میخوری و میکپی!!!!!!

نکبت میگه یادم نبود. الان هم که بیدار شده دستشویی اش گرفته بود!

خسته شدم دیگه... بعدا سفت حالشو میگرم نکبت یوریتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

****************

تا من نیام ۴ تا دری وری بگما این پت گاو نمیاد آپ کنه (قربون آپ کردن خودم- به هر حال همتش رو که

دارم!) حالا هر شب ولگردی  توی نت میکنه ولی یه سری به این وبلاگ در پیت نمیزنه.. 

 

 

 

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |جمعه 9 مرداد1388|  

!!!!!!!!!!!!!
موضوع:

نمیدونم والا چرا ما دو تا همت اپ کردن این یکی رو نداریم....

برای خودمون هم جای تعجبه.....   

نمیدونم شاید.......................... بماند حالا.

ولی در کل مردشور ما رو ببرن شاید هم برده!!!!!!

اگه بگم درگیریم والا زر ِ زیادی زدیم. چون تو خونه همش مکی خوریم و می خوابیم....

روزی ۴ تا ۵ساعت با هم فک میزنیم- یکم اون فحش بده یکم من دری وری بگم- به هر حال  یه جوری این روز هم میگذرونیم.

الن ه دیگه مردیم- کپک زدیم در کل افسرگی گرفتیم- دیگه از زندگی سیر شدیم- خسته ایم ( البته اینا همش چرت و پرت ولی چه کنیم بمون فشار امده- )

می دونم شما ها هعم الان با خودتون گفتید آخهههههههههههه نازی بیچاره ها!!!!

----------------------------------------------

دوباره بر میگردیم........

این نیز بگذرد.......

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |چهارشنبه 24 تیر1388|  

پت رفت....
موضوع:

 

پت دیروز مشهد رفت- حالا من موندم و تنهایی :)) جاش واقعا خالیه..

حالا باید تنها برم باشگاه و دانشگاه..... ولی قرار شده هر شب آمار دانشگاه رو بهش بدم.

قرار شده سنگین برم  و سنگین بیام... با غریبه ها حرف نزنم - با همه نخندم- خلاصه این چند

روز باید فیلتر بشم...

امروز هم که نبودش با ۲ چرخه رفتم باشگاه- پدر صاحب و پدر جدم در اومد.

فکر کن از سپاهان شهر تا میر با چرخ رفتم - پوستم کنده شد پوست که چه عرض کنم جونم

در امد.

اوتوبان بودنش که هیچ همش سر بالایی بود - دیگه به غلط کردن  و .... خوردن افتاده بودم .

اگه سرازیری بود که خوش خوشانم بود همش می گفتم من دیگه با چرخ میام- ولی

سربالایی که بود هی با خودم می گفتم عجب .... خوردما.

دیگه وسط اتوبان خسته شدم پیاده می رفتم حالا  سربالایی رو خودم به زور میرم  حالا این

وسط چرخ هم دنبال خودت بکش...

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |یکشنبه 20 اردیبهشت1388|  

یک روز دیگه.....
موضوع:

سلام دوستان گل و منگل خودم

ای مرده شور ما دو تا رو ببرن که عرزه ی یه وبلاگ رو نداریم.....

از بس تنبلیم.... والااااااااااااااااا - سالی یه بار میایم یه آپ می کنیم و

برهههههههههههههههههههه تا سال دیگه....

خب کار داریم به خدا- ما نه اهل کار و تلاش و زندگی هستیم  اینه که نمیرسیم

حالا هم فردا تولد منه (مت) برای اولین بار توو عمرم دارم تولد میگیرم . مت و یه چند تا خل

و چل دیگه هم هستند.

خلاصه قراره کلی بهمون خوش بگذره.

بقیه اش باشه برای بعد از تولد

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |دوشنبه 14 اردیبهشت1388|  

دیدنی
موضوع:

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ( با ذوق بخون)

امروز رفتم عید دیدنی خونه پت اینا  

واااااااااای که چقدر خوش گذشت ، تازه ش هم شام اونجا بودم

از خودمون کلی ذوق در وکردیم 

کلی عیدی بهم دادن خداییش امروز خیلی بهشون زحمت دادم و از خجالت میخواستم

زمین دهن باز کنه و دو لپی بیفتم توش

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای پت عزیزم خیلی خیلی دوست دارم و بیشتر از همه

خانواده ات رو خیلی وحشتناک و دیوانه وار دوستشون دارم

خلاصه کلی حال کردیم، قرار یه روز هم از صبح برم بیوفتم اونجا

**********

پت عزیزم ، الاغ خودم بازم هم از تو و خانواده ی عزیزت ممنونم

 

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |پنجشنبه 6 فروردین1388|  

عید
موضوع:

 

سلامی به کوفتگی بدن

بوی  عید که میاد ، بدبختی های ما هم شروع میشه - خوشی هاش میشه برا بقیه و بقیه حالشو بکنن ، ما بدبختی هاشو باید بکشیم- آخا چقدر کار و تلاش

به اندازه کافی توی طول سال خونه رو می تکنیم حالا چه برسه به این ایام.....

که چی که 2 تا آدم  که 100سال یدفعه ( البته آدم هم نه) میخوان بیان دیدنی- برو بابا جمش کن.....

اگه مردین توو طول سال بیاین( چه درو بزرگی گفتما، بهتره که همون نامرد بمونن )

این عید به خدا جز خستگیه و کوفتگی چیزی نداره...

از کول و کمر افتادیم

پت عزیزم الهی قربونش برم اون هم خسته شده، الهی من بمیرم برات

من نباشم این جوری کار می کنی عژیژ دلم، خر خودم

هر چی به این پت میگم بذار بیام کمکتون ، میگه نه

  به خدا نوکرتونم، خاک پاتونم، بذار بیام کمکتون....

بازم میگه نه...

خب بسه دیگه من برم دیگه برسم به بقیه خونه

 

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |دوشنبه 26 اسفند1387|  

خسته ام
موضوع:

مت هستم- خسته ام- عصبانی ام-  برای همین یکم از این حرفا می زنم:

هیچ کس تنهاییم را حس نکرد، وسعت حیرانی ام را حس نکرد، در میان خنده های شاد من هیچ کس ویرانیم را حس نکرد در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد.،آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد

**************************

اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکنه و میره، دومین کسی که میای دوستش داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره. بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی. دیگه دوستت دارم واست رنگی نداره.... و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه، تو دلشو میشکنی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |یکشنبه 18 اسفند1387|  

تناسب اندام !
موضوع:

تناسب اندام را حال کن !!!

بابا یکی نیست به این خانم محترم بگه آخه تو که مشالله این هیکل مانکنی رو داری حداقل یه کم

جلو اون شکم وامونده رو بگیر  !!

پ ن : به من می گن آدم بی جنبه ٬دو روز رژیم گرفتم به عالم و آدم پیله کردم

نوشته شده توسط :پت و مت | لينک ثابت |یکشنبه 11 اسفند1387|  



موضوعات
بخند

لینک دوستان

خاكستري
تنها مینویسم
هیچا هیچ
سپیده و مهیار
امیر حسین
تنها ترین تنها
آرمیتا
لردو لدمورت( ریدل)
حرفهای قشنگ(علی)
چه خبره ه ه ه!!؟
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387


نویسنده وبلاگ :

پت و مت

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا


Copyright by © www.TakTemp.com  & www.shophaa.com & www.j28.ir