سلام دوستان (کدوم دوستان ! سال تا سال کسی به این جا سر نمی زنه ! والـا !)
بد از یه غیبت صغری دوباره بر گشتم اون هم به خاطره این مت که دهن منو سرویس کرد از بس گفت
چرا آپ نمی کنی ! آخه یکی نیست به این بچه بگه اگه ماتحتمون اجازه می داد کل تابستون رو تو خونه
نمی پُکیدیم ! چه برسه به آپ کردن و آب کردن ! رسما روح و روانمون تو خونه کرم افتاد ، بابا جون آخه
این چه وضعیتی داریم ما
حداقل این مت عصر ها می زنه به دل پارک و قاطی بچه ها دوچرخه سواری
می کنه ! هر موقعه هم که بهش زنگ می زنم زده پدر یکی رو در اورده یا از روش رد شده یا زده به پاش یا به یه نحوه ی بابا یه نفر رو جلو چشمش اورده
جدیدن هم با همشاگردی نوح آشنا شده ! این هم از دوست شدنش با پیر مرد می پره !
ما چی که دیگه خانوم شدیم این کارا ( دوچرخه )
ازمون بر نمی یاد ، بر هم بیاد مثل سگ پاچمون رو ک.ش.ت.. ار.شا.د می گیره ! بیا همین جا هم بین
اسم نحسش باید نقطه بذاری تا هاپ هاپ نکنه !
چند وقت پیش با مت از راه دانشگاه زدیم بیرون . اول رفتیم کافی شاپ این مت که آبرو برام نذاشت.
آنچه گذشت :
سکانس ۱ : داخل کافی شاپ ، زمان ورود :
مت : بریم بالا بشینیم
من : ( با یک نگاه به سمت بالا ) جا نیست همه میز ها پره ، بشین همین جا
مت : نمــــــــــــــــــــــــــــی خــــــــــــــــــــــــــــــــــــوام ، من اینجا رو دوست ندارم 
من : جا نیست می خوای بری رو سرشون بشینی !! بشین حالا همین جا
سکانس ۲ : انتخاب از منو
مت :
من :
و در اینجا بود که تصمیم گرفتیم گلاسه نخوریم مثل همیشه ..
من : بستنی ایتالیایی 
همچنان مت در گٍل گیر کرده بود که یارو کافی چی اومد ! مت که انگار جناب ملک الموت رو دیده به تکاپو
افتاد. حالا که چی!؟ هیچی خانوم باز فیلش یاد هندستان کرده بود و می خواست بره بالا .حالاسر طبقه
بالا یا پایین نشستن اول با من بعد هم با یارو کافی چی ِ بحث می کرد
! حالا هر چی ما به قول
مت چُس کلاس می ذاشتیم این یه کاری می کرد بهش ! (یه کاری همان ریدمان است !
)
من : خسته نباشید
کافه چی : ممنون خانوم ، چی میل دارید؟
من : بستنی ایتالیایی
کافه چی : بله خانوم ، شما چی خانوم ( به مت )
مت : نــــــــــه نــــــــــــــه اینجا نه. صبر کنید بریم بالا بعد بیارید (
) حالا هی با دست رو میز می کویبد
(نکبت
)
حالا من هی اون وسط سرخ و سفید می شم
هی فحش حواله روح مت می دادم
دسته آخر کافه چی :ببین عمو جون اون بالا جا نیست بشینی ، هر وقت جا خالی شد صدات می زنم .
بری اونجا . باشه عمو جون ؟ حالا چی میل داری ؟
من :
!!!!!!!!!!!!!!!!!! همراه با 
مت :
باشه مرسی . پت تو چی می خوری . (بعد از کسب اطلاع که من چی می خورم اون هم
همون رو سفارش داد تا کوفت کنه! )
بعد که چند تا فحش بهش دادم و دعواش کردم ،داشتم جریان تولدم رو که با یکی از دوستان قدیمی م و
دوست پسرش رفته بودیم همون کافی شاپ رو می گفتم که کافه چی دوباره پیداش شد:خانوم ها بالا
جا خالی شده تشریف ببرید ! (ای تو اون روحــــــــــت اه بچه تازه آروم شده بود )
مثل این احمقها رفتیم بالا . این جا بود که من به ذات این مت بی شرف پی بردم ! عجب آب و هوایی
داشت
تازه فهمیدم چرا هی این داره بال بال می زنه بره بالا 
سکانس ۳ : حالی به حولی ( یا هولی !؟ )
دیگه از این به بعدش سانسور
بــــــــــــــــیـــــــــــــــــــب!
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت بستنی ایتالیایی سفارش ندهید ! چون هر چی اضافه و ته مونده هست سر
هم می کنه می ذاره جلوت ( بستنی ـ سیب ـ آجیل شامل پسته، بادام هندی، گردو ـ بیسکویت " از
نوع مادرش " کیک
من که خدایی نفهمیدم جریان این کیک ته ظرف چی بود
) خلاصه ریدیم با این
سفارشمون ! بیب !
بعد هم مثل گاو یه گلاسه سفارش دادیم و نوش جان کردیم !
پ ن ۱: داستان با کمی پیاز داغ همراه بود ! ولی خیلی کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم !
پ ن ۲:مت چی کار داری به همه بگی تو دانشگاه چه طوری هستیم آخه ؟ حالا به فرض که مثل سگ
باشیم حالا که چی ؟
پ ن ۳: عفت نداریم کارتون با کبری راه می افته !!؟